تبليغاتX
http://s1.picofile.com/file/7301772147/3333.gif

http://td-download.persiangig.com/image/Banners/b-2012.gif

http://myup.ir/images/60273970069788494300.gif

.::هر چی که بخوای::. 

برترین وب تفریحی ایرانیان




تبادل بنر

  • نویسنده:ابوالفضل
  • تاریخ:89/12/13
  • عنوان موضوع: تبادل بنر و تبادل لینک
سلام دوستان عزیز

کسانی که مایلند با ما تبادل بنر یا لوگو کنند ابتدا کد بنر ما را در وبلاگ یا وبسایت خود قرار دهند و سپس در قسمت نظرات همین پست کد بنر خود را بگذارند تا پس از بررسی در کمتر از 12 ساعت بنر خود را در وبلاگ ما مشاهده کنند.

(با عرض معذرت که لینک تصاویر رو گذاشتم نه خودشون رو به خاطر اینه که قالب یه ایرادی داره و نمی شه تصاویر مستطیلی رو در پست ها قرار داد)

این ها 3 تا از بنر های ما با سایز 468 در 60 هستند که می توانید یکی از آن ها را در وب خود قرار دهید:

بنر شماره 1 :

بنر شماره 2 :

http://s1.picofile.com/file/7301772147/3333.gif

بنر شماره 3 :

بنر شماره 4 :

می توانید کد بنرا رو تو قسمت نظرات مشاهده و دریافت کنید .

دوستان برای تبادل بنر آن را در وب خود قرار داده و در بخش نظرات به ما اعلام نمایند تا کد بنرشان را در وب خود قرار دهیم.

باتشکر

مدیریت وبلاگ


نظرات:



معنای "استاد خسته نباشید"

نزدیک ترین معنای "استاد خسته نباشید" کدام است؟


1 -جمع کن بابا کار و زندگی داریم
2 - استاد به روح اعتقاد داری ؟؟؟؟
3- جمع کن بابا قلـــــــیون دیر شد
4 -خفه میشی یا بیام خفه ات کنم
5 - جون مادرت درس بسه
6 - استـــــــــــــــــــاد قرار دارم دم بوفه! ولمون کن
7 - برو بیرون دیگه ...
8 - با خداحافظیت خوشحالمون کن
9 - بس کن دیگه صدات رو اعصابه
10 - استاد ساعت نداری تقویم هستا!

11 - استاد تیتراژ رفت


سلام دوستان این مطلب رو تو گوگل پلاس دیدم گفتم براتون بذارمش گزینه ای رو که می خواید می تونید انتخاب کنید و تو بخش نظرات بنویسید.

اگر هم می خواید می تونید انتهای پیام بنویسید تایید نشود و یا ارسال پیام خصوصی رو انتخاب کنید.


نظرات:



دختر نابینا...

سلام دوستان عزیز

اگه یادتون باشه قبلا یه داستانی رو از یه ترانه که نمی دونم خاننده اش کی بود براتون نوشته بودم.

الان داستان همون رو منتهی خیلی تاثیر گذار تر و زیباتر تو سایت tak3da.net دیدم گفتم براتون بذارمش:

دختركي بود نابينا که ازخودش تنفر داشت که ازتمام دنيا تنفر داشت و فقط يک نفر را دوست داشت___ دلداده اش را چنين گفته بود: « اگر روزي قادر به ديدن باشم حتي اگر فقط براي يک لحظه بتوانم دنيا را ببينم عروس **** تو خواهم شد »*** و چنين شد که آمد آن روزيکه يک نفر پيدا شدکه حاضر شود چشمهاي خودش را به دختر نابينا بدهد____و دختر آسمان را ديد و زمين را و رودخانه ها و درختها را آدميان و پرنده ها را و نفرت از روانش رخت بر بست******دلداده به ديدنش آمد و ياد آور وعده ديرينش شد : « بيا و با من عروسيکن ببين که سالهاي سال منتظرت مانده ام »***دختر برخود بلرزيدو به زمزمه با خود گفت :« اين چه بخت شومي است که مرا رها نمي کند ؟ »دلداده اش هم نابينا بودو دختر قاطعانه جواب داد:قادر به همسري با او نيست***دلداده رو به ديگر سو کرد که دختر اشکهايش را نبيندو در حالي که از او دور مي شد گفت :« پس به من قول بده که مواظب چشمانم باشي »


نظر ندید خیلی بی انصافید.


نظرات:



سوتی های جواد خیابانی

کسی که لیزر انداخته قطعا توی استادیومه !
*******************
ایگواین حمله میکنه ! البته کاکا هستش چون ایگواین ۲۰ دقیقه پیش تعویض شد!

بقیه در ادامه مطلب …



نظر یادتون نره


نظرات:



هنوز صدایت را از میان نیمکت ها می شنوم - 6

ميان نميکت ها، ردپاي توست که هزار بار اين ميانه را طي کرده اي، روي تخته سياه، مملو از دست خط هاي پاک شده توست و ديوارها هنوز انعکاس مي دهند صداي تو را و صداي سرفه هايت از غبار گچ هاي تخته سياه را.

تو، در ميان همين خطوط گچ، همه چيز را به من آموخته اي و ذرات وجودت را به من بخشيدي و من شادمان، زنگ هاي تفريح را براي آموختن، در آن حوالي مي گشتم و مي ديدم که هر روز، پيرتر و شکسته تر مي شوي، اما با ديدن گام هاي من، لبخند مي زدي. حالا مي فهمم که رضايتت از آن چه بود، تو مي خواستي سينه به سينه، جاودانه شوي و اين را وقتي فهميدم که حرف هاي تو را، ميان خطوط گچ، براي شاگردانم باز مي گفتم؛ صدايت را هنوز مي شنوم.


فکر می کنم برای امروز کافی باشه خودم که خیلی خسته شدم نمی خوام شما ها رو هم خسته کنم.


نظرات:



تبریک روز معلم - 5

معلمان گمنام مساجد

مي خواهم چشم هايم هميشه محصل بماند.
بوسه مي زنم بر ابر که ايثار را به من آموخت.
بوسه مي زنم بر دستان خاک که رستاخيز را برايم مجسم کرد.
من در برابر آفتاب، تعظيم مي کنم.
جهان، سراسر تعليم و تعلم است؛ کافي است شاگرد درس خواني باشيم .
ياد مي کنم از پير روحاني مسجد کوچک محله که پس از نماز از منبر چوبي بالا رفت و فکر مرا هم با خودش بالا برد.
آقا معلمان گمنام مساجد! چه بي ادعا عشق را از کودکي به ما آموختيد؛ روزتان مبارک .


نظرات:



تو بمان! - 4

این چهارمیشه :

نخستين بار، خدا از نام خويش، نام تو را آفريد . از رسالت برگزيدگان خويش، سهم شانه هاي بردبارتو قرار داد. فانوس شبانه روز علم را در دست هايت نهاد و تو را روشن گر جاده هاي هستي رقم زد.
تو ناگزيري از اين خطير بي پايان . تو گماشته پروردگاري، فراروي آدميان نابلد...
واژه واژه آموزه هاي سبز تو، آنچه از لب هاي دانشمند تو مي ترواد و برگ برگ آنچه به دل ها مي آموزي، دست هاي دعايي بي وقفه اند تا منزلت بلند بالاي تو را نزد پروردگار، والاتر کنند. پس در اين مسافت دشوار، صبور بمان و در جاده ها جاري شو و راه روشن کن که خداوند، تو را به رستگاري نزديک، رهسپار مي کند .
تو بمان، تا هيچ حديث خداگونه اي ناگفته نماند!
تو بمان، تا هيچ تاريک بي روزني از نسل جهل، در دل ها ادامه نيابد!


نظرات:



او يک معلم بود - 3

این سومیشه :


يک نفر بود که به اندازه بزرگي ايران و به اندازه اهميت دين اسلام، زحمت مي کشيد. شب ها کمتر مي خوابيد و بيشتر مي خواند تا روزها بيشتر بنويسد و عطر کلام را در کتاب و در دانشگاه جاري سازد.
او آن قدر اشتياق آموختن داشت که دوستي جز انديشه و نوشته نداشت . چند سال که گذشت، همه کتاب ها، عاشق او شدند و دانشجوها، پروانه هايي شدند که دور شمع آبي رنگ او طواف مي کردند. با صداي گرم او، روح مي گرفتند و با جمله هاي ارغواني اش آهسته آهسته بيدار مي شدند.
او هم يک «معلم» بود؛ بهترين معلم. وقتي پرهاي پروازش خوب اوج گرفت، غير از کتاب ها و دانش جوها، حتي رسول خدا صلي الله عليه و آله هم عاشقش شد و يک نيمه شب، به خواب او آمد. به او تبسم کرد و او را بوسيد.
وقتي معلم را بيدار شد، فهميد که قرار شده است، جايزه اي بزرگ به او بدهند و کمي که زمان عبور کرد و به وصالش رسيد.
افتخار گرفتن مدال طلايي شهادت را به او دادند . چون او هم تمام هستي و دارايي اش را به دانش آموزها داده بود.
امروز، روز آموزگار بزرگ، شهيد مرتضي مطهري است. به ياد او، قدر معلم هايمان را بيشتر مي دانيم.


نظرات:



دست هاي معلم، بوسيدني است - 2

اینم دومیش - طبق حرفی که گفتم :


دست هاي معلم، بوسيدني است

دانش آموز ايراني! معلم تو، شبيه پيامبر خداست . چون که شکل مادر و مثل پدر، به شکفتن تو، به روشنايي تو و به سرفرازي ات انديشه مي کند.
قدر معلم تو، از هديه روز معلم خيلي بيشتر است. امروز برايش گل ببر و تا فرداي هميشه، از بوي زندگي و خوشبختي، از رايحه علم و خدايي آموزگار، پر نشاط شو.

امروز يادت نرود: دست هاي معلم شايد گچي باشد، شايد هم جوهري، ارزش بوسيدن دارد!



نظرات:



به مناسبت روز معلم - 1

سلام

من تصمیم گرفتم فعالیتم رو از امروز شروع کنم و برای اولین پستم به پیشنهاد ابوالفضل می خوام به مناسبت هفته ی معلم یه سری مطلب بذارم که امیدوارم مورد توجه همه اساتید و استادا قرار بگیره .

این اولیشه :

رديف نيمکت ها، با نظم و ترتيب، در سکوت، منتظر نشسته اند. آن مستطيل سبز رنگ، در کنار گچ هاي بريده بريده، به اتفاقي فکر مي کنند که ناگهان، ديوارها و کف پوش و سقف آبي اتاق پر مي شود از شادي و هياهو؛ سرشار مي شود که فرياد زندگي و رنگارنگ مي شود از دويدن آن همه کودک سرخ دل.
کيف ها و کوله پشتي ها، زنده از حضور کتاب و دفتر و مداد، از روي شانه هاي کوچک، آرام روي ميز فرود مي آيد و دستان ترد ساقه ها، روي سرزمين درس و مدرسه نقاشي مي کند.

شکوه معلم

حالا، همه چيز مکث کرده است. همه صورت هاي خندان و دست هاي پرشور، انگار چيزي ديگر تمنا دارد . آن پاسخ محو، آن حضور صميمي و آن زمزمه محبت، يک «معلم» است.

در باز مي شود. قلم و کتاب و دست و پا، به احترام شکوه «معلم» قيام مي کند. ديوارها هم ايستاده اند. همه بايد به حرمت لبخند آموزگار برخيزند و به مهرباني و علم، سلام کنند.

جشن آموزش

کلاس، آغاز شده است . باران دانش، قطره قطره و پيوسته افشانده مي شود. آموزگار، وجود نازنينش را واژه واژه مي کند. او دهقان شده است. به مزرعه پاک قلب بچه ها، به صحراي ذهن و جان آنها، بذر به بذر مي آموزد. چه سبزه زاري مي شود! دهان معلم ها، پر از ياقوت است؛ ريز و درشت. او از همه آدم هاي ديگر، سخي تر است. او رايگان، بي هيچ ارمغان، دست هاي کوچک را از آن همه ياقوت بنفش، پر کرده است .

سهم معلم از جشن آموزش، يک رضايت است که در دل او ماندني مي شود. فکرش را کرده ايد: تا دنيا دنياست، هر روز و شب، وقتي معلم خوب مي نشيند به پاي تماشاي ساقه هايي که خود بر دل خاک نشانده و حالا درخت شده است، چقدر لذت مي برد.


خوب فکر می کنم برای اولین مطلب همین قدر کافی باشه امیدوارم خوشتون اومده باشه .

این مطلب رو خیلی وقت پیشا یعنی چند سال پیش تو یه مجله دیدم و خوشم اومد . تو وبلاگ خودم ریخته بودمش و همین طور تو وورد هم داشتمش و بعد از این که ایمیل اوبالفضل برام اومد گفتم بذارمش تو وب اون تا تو مسابقه وبلاگ نویسی ای که داره موفق بشه.


نظرات:



اخرین مطالب